تبليغاتX
Dele_Bi_Taghat
Dele_Bi_Taghat

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

كيستي تو ؟

88/08/10-23:56 -گلچهره

 

  نزديك ميشوي به من

  فرسنگها در من فرو ميروي

  در من خانه ميكني

  در من حضورميابي

  لحظه به لحظه هرجا و هر كجا

  توي انگشتهايم جاري ميشوي

  سطر به سطر خاطراتم را مي نگاري

  روي لبم مينشيني

  خنده ميشوي، حرف مي شوي

  دلم كه مي گيرد از چشمهايم ميباري

  كيستي ؟ كيستي تو؟

  كيستي تو كه اين همه

  در من بي تابي

  سزاوار حرفهاي عاشقانه اي

  كيستي تو كه ديدنت زندگي

  رفتنت مرگ است

  در من بمان

 از هنوز تا هميشه...

 

لینک ثابت |

پيدايت نكردم!

88/08/01-12:48 -گلچهره

 

ديروز به دنبال تو به همه جا سر زدم ...

هم از نسيم سراغت را گرفتم ،

هم از گل سرخي كه كنار چشمه عشق روييده بود .

حتي از پرنده هايي كه در شعرهايم بال مي زدند

نشاني ات را پرسيدم ...  

اما پيدايت نكردم اين را ولي خوب مي دانم ،

كه اگر چشمانم را ببندم و با دهان بسته صدايت كنم ،

فورا جوابم را خواهي داد.

راستي كه عجب صفايي دارد اين بي قراريها و اين دلتنگي ها!

مانده ام كه اين فاصله ها اگر نبود ،

آيا باز هم اينقدر مشتاق شنيدن صدايت از درخت و صندلي

وماه و ستاره بودم؟!

هميشه فاصله ها باعث ميشوند تا بيشتر قدر همديگررا بدانيم،

و بيشتر به دنبال هم بگرديم .

مثل همين امروز كه همه جا را به دنبالت گشتم ...

حتي همه خوابهايم را يكي يكي جستجو كردم ...!

همه جا رد پايت بود ...

حتي موج صدايت به نرمي از تپه هاي خيالم بالا ميرفت .

اما خودت نبودي ...

عزيزترينم، مهربانم ...

حالا با همين واژه هاي لال در كنار نام قشنگت نشسته ام .

مرهمي نمي خواهم ...

تنها اگر حوصله داري زخمهاي دلم را بشمار!...

هزار و يك ... هزار و دو ... هزار و سه ...

 

 

لینک ثابت |

به یادآر

88/06/06-16:58 -گلچهره


امروز سالروز یه روز خاص و فراموش نشدنی است.

یه روز خوب که هیچ وقت از یادم نمیرود .

امروز ششم/شهریور است دوسال است که از حادثه عشق آفرین آن روز

میگذرد(۶/۶/۸۶) و من همچنان با یادآوری آن روز شور تازه ای در دلم

ایجاد میشود و لبخندی شیرین بر لبانم نقش میبندد.


مهربانم هر وقت دلت گرفت به یادآر روزی را که عاشق شدی

به یادآر روزی را که با یک نگاه پر از مهر و محبت بر خورد کردی

روزی را به یادآر که تپش قلبت برای اولین بار به طور عجیبی تغییر یافت.

به یادآر روزی را که برای اولین بار کلمه محبت آمیز "دوستت دارم" را

بر زبان آوردی و چه صمیمانه بیان می کردی.

روزی را به یادآر که توانستی برای اولین بار در زندگیت عشق را معنا کنی

روزی را به یادآر که عاشق شدی، عاشقی حقیقی که همیشه دوست میدارد

عاشقی که هیچگاه معشوق خود را از دست نخواهد داد.

و من به عنوان عاشق تو، به تو و عشق پاکمان قسم میخورم که هیچگاه

از دست ندهم این عشق پاک الهی را.

من به یاد تو، به عشق تو و به نفس تو زنده ام و

همیشه به یاد دارم آن روزی را که...


                                            "عاشق حقیقی تو"



لینک ثابت |

پستچي

88/06/03-0:51 -گلچهره

 

 باز هم امروز مثل ديروز پستچي بيگانه از نزدم گذشت

 با نگاهي پر تمنا گفتمش ...نامه اي دارم ؟ با نگاهش گفت نه !

 همچنان او دورتر ميرفت و من ديده بر ره نامه اي ميخواستم

 كاشكی فردا زودتر مي آمد و من ز دستش نامه ات را داشتم...

 

  

لینک ثابت |

حادثه عشق

88/05/17-23:4 -گلچهره

 

دلم یک دنیا برات تنگ است.

با خودم عهد کردم که به تو نیندیشم!

نمیشود نمی توانم خیالت را از خاطرم محو کنم.

وقتی اشک می ریزم شعر سهراب به خاطرم می آید.

که می گوید: "بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است. "

و می خندم، دانه های اشکم بر روی نوشته هایم می چکد .

 دفترم خیس میشودو برای چند لحظه آرام میشوم و

دوباره تو تمام ذهنم را پر می کنی ،

 و دوباره دلم برایت تنگ میشود...

 

لینک ثابت |

سکوت شده ام

88/05/06-18:38 -گلچهره

 

این دلتنگی های مدام بد جور امانم را بریده است.

دیگر از دست گریه هم کاری بر نمی آید  

دل آنقدر تنگ است که گریه های مدامم هم آرامش نمی کند.

من از این بغض های گاه و بی گاه...!

از این لحظه های تکراری دلتنگی و اندوه خسته شده ام.

من از این ترک کردن های غیر منطقی و بی دلیل خرد شده ام و خسته

دیگر سکوت شده ام و این همه صبوری دارد امانم را می برد.

دیگر نمی خواهم صبور باشم!

نمی خواهم سال ها منتظر باشم تا شاید...شاید بیایی

چرا درک نمی کنی که خیلی دوستت دارم...؟!

چرا درک نمی کنی که باید مرا دوست داشته باشی...خیلی

امیدوارم روزی که فهمیدی چقدر مرا دوست داری همین نزدیکی باشم

این را بدان که همیشه دوستت داشتم و دارم.

 

لینک ثابت |

نیستی...

88/03/17-20:36 -گلچهره

 

...وای که چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو

                             دلم میخواد باز ببینم چشمهای مهربونت رو...

      

 

لینک ثابت |

مهربانم ای خوب!

88/02/23-23:50 -گلچهره

 

مهربانم ای خوب!

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی، که همه سرد و غریبند باتو

تک و تنها به تو می اندیشد و کمی، دلش از دوری تو دلگیر است.

مهربانم ای خوب!

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است، زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی،

به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد

مهربانم ای خوب!

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که دنیایش را،همه ی هستی و رویایش را،

به شکوفایی احساس تو پیوند زده و دلش می خواهد،

لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد.

مهربانم ای خوب!

یک نفر هست که با تو، تک و تنها، با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور! پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم !

این بار، یاد قلبت باشد، یک نفر هست که با تو،

به خداوند جهان نزدیک است و به یادت هر صبح،

گونه سبز اقاقی ها را، از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار که تو،

با دلی سبز و پر از آرامش،

راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی...

 

لینک ثابت |

حسی برای مهربون

88/02/21-13:0 -گلچهره

 

ملایمه عطرت، نگاهت آرومه،حضورتو با من نجیب و معصومه.

من از تماشاته که خستگیم میره،کسی تو قلب من جاتو نمیگیره.

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق،نباشی میمیرم به این میگن عاشق.

آرامشت مثل صدای بارونه، سپردن قلبم به عشقت آسونه.

خوب و بدِ عشق رو تنها تو میفهمی، میدونی میخوامت، یه جوره بیرحمی!

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق،نباشی میمیرم به این میگن عاشق.

همیشه تو دستات تشنه ئ آغوشم،بی تو نمیتونم اینهمه خوشبو شم.

نباشی دوره عشق هرگز نمیگردم،تنها کسی بودی که اعتماد کردم.

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق،نباشی میمیرم به این میگن عاشق.

 

(یه احساس خاصی بهم دست داد وقتی واسه اولین بار این ترانه رو گوش دادم.

شاید با خوندنش بتونی احساسمو درک کنی...مهربونم...)

 

لینک ثابت |

نگاه کن ... ببین می تونی....؟

87/12/03-19:30 -گلچهره

 

بعضی از آدما ستاره ها رو دوست دارن و بعضی هم عاشق ماه میشن،

بعضی از اونا هوای ابری رو دوست دارن و دلشون میخواد که بارون بباره،

بعضی هم دلشون پر میزنه واسه قدم زدن تو هوای برفی،

بعضی ها هم عاشق روزهای آفتابی هستن،یه عده شبها رو دوست دارن

یه عده روزها رو،خیلی ها عاشق غروب خورشیدن. 

ولی بعضی ها شب و تا صبح بیدار می مونن تا طلوع خورشید رو ببینن

ولی من و تو بهتره عاشق آسمون باشیم،

همون آسمونی که هم خورشید داره، هم ماه وستاره، هم ابر و بارون و برف

داره،هم روزای آفتابی. 

همون آسمونی که بین هیچ کدومشون فرق نمی زاره و همشون رو دوست داره

اما نه ... بازم نشد !

این بار آدما میگن کاش ما جای آسمون بودیم، جای دریا ، جنگل یا ساحل ...

پس این بار بهتره من و تو سعی کنیم مثل خدا باشیم. 

بگیم کاش ما هم مثل خدا بودیم.

بارون و دوست داشتن و عاشقش بودن کار آسونیه ولی بارون بودن و

جای اون بودن خیلی سخته...!!! همون بارونی که وقتی میخواد بباره

هم رو سر گل میریزه،هم رو سر علف هرز.

ولی اگه ما جای بارون بودیم  فقط رو سر گل ها می ریختیم. میذاشتیم

علفهای هرز بخاطر اینکه علفن و زیبایی گل ها رو ندارن از تشنگی بمیرن.

یه سوال می خوام ازت بپرسم ؟

دوست داشتی جای کدومشون باشی ؟

جای آسمون ؟ بارون ؟ گل ؟ چمن و علف و هرز ؟ ماه ؟ ستاره ؟ خورشید ؟

شاید خیلی دوست داری جای گل باشی !!؟

آخه گل زیباست و همه دوسش دارن تموم عاشق ها گل تو دستشونه واونو به

کسی که دوسش دارن هدیه میدن اینا همش خوبه ولی من ...

ولی من دوست دارم ...  جای علف هرز و چمن باشم. درسته که لگدمال میشم

و همه پاشونو روي من میذارن ولی عوضش منو نمی چینن...

ولی گل چیده میشه و بعد از چند رو میره تو سطل آشغال.

درسته که گل رو عاشق ها بهم هدیه میدن،عوضش....

خیلی از عاشق ها دست همدیگه رو میگیرن و رو چمن ها راه میرن،

روش دراز میکشن و با هم حرف میزنن.

اصلا ميدوني به نظر من علف هرزه گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده

است....... فهمیدی منظورم چیه ؟

وقتی عاشق شدی وقتی یکی رو پیدا کردی که خیلی دوسش داشتی ،

وقتی به یکی گفتی دوست دارم ...

نگاه کن ...ببین می تونی ، می تونی مثل ماه و ستاره باشی؟!

همون ماهی که وقتی شب تموم میشه از آسمون خدافظی میکنه وجاشو به

خورشید میده! یا میتونی جای خورشید باشی؟

همون خورشیدی که شب ناپدید میشه تا ماه فراموش کنه حقیقت تلخی رو که

از خورشید نور می گیره!

نگاه کن ... ببین می تونی....؟

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.